واینک...
او به سفر رفته ...ما هم می رویم.رفتنی که برای بعضی ها((جاودانگی))است.رمز این جاودانگی کجاست؟
((همه چیز ازخداست.صدای من هم از اوست.اگر نخواهد بخوانم همین امروز حنجره ام خونریزی می کند.پس من ناصرعبداللهی هیچم)).
این حرف همیشگی او در برابر ابراز احساس وتعریف وتمجید ها بود.همیشه از اینکه در مقابل دیگران تعریفش کنند واهمه داشت ومی گفت:((مگر این چیزهایی که می گویند منم؟))
آنچه که خداداده مال خود اوست پس حق گرفتنش را هم دارد.
همیشه می گفت:((بنده اسکناس نباش ...کودکی که دست در دستان بابایش دارد از هیچکس واهمه ندارد دست در دست خدا بگذار واز هیچکس وهیچ چیز نترس)).
باور واقعی این موارد کشف رمز جاودانگی اوست.جایی که گفت :((کسی که حضرت فاطمه زهرا(س)را شناخت نمی میرد.اگرهم بمیرد نمی میرد.))
این گفته خواننده ((فاطمه بنت نبی (س)))است...
بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما
مرد با هر چه ستم هر چه بلا می ماند
