به نام عالی دوست که هرچه دارم از اوست
یک سال گذشت وما در حسرت واندوه نبودنت فرو رفتیم ونبودنی که نه تنها عشقمان را به تو کم نکرد بلکه با عشقی افزون تر به تو نگاه می کنیم ومهر سیاه چشمانت را هر گز از یاد نمی بریم .

یک سال گذشت وما هنوز مبهوت نبودنت هستیم .نبودنی پر از راز ورمز.به قول شاعر عزیز اهورا ایمان ((حالا تونیستی نه اینکه نباشی اما تمام وکمال نیستی ...وگرنه تا دریا هست وشروه وشرجی وموجا موج صدایت که عطر عشق را می پراکند هستی ودر دل ودیده ما جای داری.))

وحال می گویم از رفتنم به تهران برای تشییع پیکر پاک ناصر
ظهر خواب بودم تو رادیو اهنگ ناصر رو گذاشته بودن. یه اهنگ غمگین. از خواب پریدم بعدازاهنگ یدفه گفت باز هم درگذشت خواننده خوب کشور رو به شما ایرانیان تسلیت می گوییم .بغض واشک... سرمو رو بالشت گذاشتم ودوباره بلند شدم گفتم نکنه خواب باشم دیدم نه خواب نیستم چه لحظاتی... بله ناصر رفته بود و...دیگر حال خودم رو نمی دانستم . اصلا سخته. من که مخم داره میترکه .۲روز گذشت خانواده هم در غم از دست دادن ناصر شریک بودن .روز تششیع ناصر من مدرسه داشتم ولی نرفتم .رسانه ها مثل تلوزیون ورادیو با خبرهای نادرستشان مردم رو سرگردان کرده بودند .سریع سوار ماشین شودم وخودمو به بهشت زهرا رسوندم .۲۰۰الی ۳۰۰نفر اونجا بودن تا پیکر ناصر رو بیارن ۱ساعت ایسادیم ولی خبری نشد بسیاری از خواننده ها هم اومده بودن .هیچ خبری نشد .بین مردم همش پچ پچ میشدکه ناصر اینجوری شده واونجوری شده چه حرفایی که نمی زدند اوجا یه خانمی بود که گفت دیدم یه عکس زیبا جلو قطعه هنر مندان گذاشتن که کنجکاو شدم بدونم کیه؟ منم بهش گفتم ناصر عبداللیست .

خیلی تعجب کرده بود خوب بگذریم که چها شد به هر حال پیکر ناصر رو نیاوردن و همه ناراحت بودن .همه رفتن .بعضی ها می گفتند که ناصر توی غسال خانست و من سریع اوجا رفتم خدایا چه لحظاتی ناصر که اوجا نبود هیچ از هر طرف میرفتی تابوت مرده اوجا بود امبولانس اونجا گفت که ناصر رو بردن فرودگاه وبعدهم میبرنش بندعباس وانگار تمام این دنیا تو سرم خراب شد قدم قدم می رفتم وحال خودم رو نمی فهمیدم عکسای ناصر پشت ماشینا بود عکسی ملیح وزیبا خدایا صبری به خانواده اش اعطا کن.ومن برگشتم وفهمیدم که ناصر رو در تهرا ن تشییع کردند وبه بندر عباس بردند .
وعجب پایان تلخی داشت .


