دانه بودن ،در دل خاک تیره زیست ،صبوری کردن ،ریشه دواندن وبالاخره سر به آسمان سائیدن.به دانه هایی نگاه کن که به درخت می شوند .به درخت هایی که برخی سایبان مسافران راه می شوند وبرخی هم میوه خوشمزه می دهند .آنها درختان چشم نوازی هستند که برگهایشان را به دست باد می سپارند تا گوش جان ما با شنیدن اهنگ خوش برگ وباد لحظاتی بیاساید .
درخت ها گاهی کنار هم جنگل می شوند تا تو بفهمی با غچه یعنی چه ؟!درخت های انبوه حافظ حیوانات وحشی می شوند تا آن ها هم جایی برای زندگی کردن داشته باشند .آن ها کلبه جنگل بان هم می شوند !تک در ختی هم هست که بالای کوه از دل سنگ بیرون می آید تا آن نقاش ذوقی برای کشیدن بیابد .
درخت ها به خود می بالند و هر یک برای کاری سبز شده اند .درخت ها گاهی برای هیزم شدن وسوختن آمده اند تا در کنار تن افروخته اشان مردی از سوز دل ترانه ای برای خدا بخواند:
((ای عشق تو ایمانم از عشق تو بی جانم
ای مرحم دردانم جانانه تو نازتکه...))


