<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دوست دارم همیشه (تقدیم به محبوب قلب ها)</title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 09 May 2008 05:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>من خودمم نه خاطره به قلم رضا کریمی</title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt; من خودم نه خاطره&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;ولی تو خاطره ای...نه بگویم پنجره بهتر است چراکه از درون توبهتر می- توان دید...باتو بهتر می توان گفت حتی بعضا هم به خودش گفتم که غذاخوردن هم با تو جوره دیگری است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;عاشق پروپاقرص ماکارونی-عاشق خوردن غذاهای میان روز-عاشق بیسکوییت های نمکی-عاشق تماشای فیلم های کارتونی وعلاقمند به هنر دوبله... عاشق هنر عکاسی وفیلم برداری-عاشق رنگ نارنجی واستاد منبت کاری وهنر چوب.این علایقی بود که هرگز نمی شد ناصر را از آن ها دور کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;این ها خاطراتی است که از علایقش مانده...ولی خیلی علایق ناگفته هم داشت .علایقی که او را به ((نور))می بردوبه گرمای وجود می -رساند.علایقی که ((ناصر عبداللهی)) کرد...کودکی گنگ در ایام کودکی که در دوران بلوغ اوج صدایش لرزه به تن می انداخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;باز در جمع تازه اضداد حال وروزی نگفتنی دارم هم نمی دانم از چه می خندم وهم نمی دانم از چی می نالم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 384px; HEIGHT: 288px&quot; height=288 alt=nasseria hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/20kzo0j.jpg&quot; width=426 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 May 2008 05:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;سلام به همه شما دوستان ناصریا. انشالله که خوب باشین .من به علت نزدیک شدن برگزاری امتحانام شاید نتونم چند وقتی وبلاگ رو آپدیت کنم .از این بابت خیلی ناراحتم که کمتر میتونم با شما همراه باشم .ببرام دعا کنید که بتونم انشالله موفق بشم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;تا چند سال پیش فکر میکردم که شاید فقط من باشم که انقدر ناصر رو دوست دارم  ولی به مرور زمان فهمیدم که اینطوری نیست .فهمیدم که ناصر فراتر از ان چیزهاست ودوستان وطرفدارانی دارد  که همیشه دوستش دارند وبه او عشق می ورزند .ناصر میگفت :((قبل ا زاینکه شما منو دوست داشته باشید من شما رو دوست می داشتم .)).ما داغ بودیم وشاید نمی فهمیدیم که چه چیز گرانبهایی را ازدست دادیم ولی حالا می فهمییم که ناصر ازبین مارفته ودیگر نیست.حالا میفهمیم که ناصر یک کلمه یا یک جمله یا یک کتاب نیست واوآسمانی بود .وناصر فراتر از آن چیزهایی بود که حتی خیلی از بزرگان فکرشان را میکردند .هرچی فکرشو میکنم کمتر خواننده ای رو  می بینم  که  شعرهایی که میخواند از معنای خاصی برخوردارباشد.کمتر خواننده ای رو می بینم که انقدر در دل ها نفوذ کند (البته به عقیده خودم) وقلب ها را به لرزش دراورد .کمتر خواننده ای رو می بینم که انقدر به پروردگارش ایمان داشته باشد وهمیشه نام  او بر سر زبانش باشد واز او درکارهایش کمک بگیرد .حالا می فهمم که ناصر رفته وما قدر با او بودن را ندانسته ایم .حیف ...حیف... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 May 2008 17:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;سلام به همه شما خوبان وعزیزان .انشالله که خوب باشید .تقریبا اسال از عمر این وبلاگ گذشت .نمیدونم شما نظرتون درباره وبلاگ چیه ؟ چه نقصایی داشت وچه خوبی هایی ؟البته خوبی که نداره . من روزی که شروع کردم خیلی از وبلاگ بلد نبودم  ولی خوب بحمدالله کارکردم وکمی یاد گرفتم البته خیلی کم . خیلی دوست دارم نظرتون رو درباره وبلاگ بنویسید تا باخوندن اونا بتونم نقصای وبلاگ رو پوشش بدم. انشالله .من این وبلاگ رو ساختم فقط برای ناصر .تا از ناصر بگویم البته من کسی نیستم که بخواهم از ناصر بگویم .چون خود ناصر انقدر والا مقام بود که نیاز به همچین وبلاگی نبود ولی خوب دوست داشتم از قشنگی های ناصر بگم .چون ناصر خیلی برگردن من حق داره .شاید اگر کسی دیگر بود به درخواست من جواب منفی میداد ولی ناصر ... . ناصر فراتر ز اون چیز هایی هست که ما فکر میکنیم .وقتی پای سخنانش می نشستی آرامش میگرفتی  وخدا را بیشتر میشناختی .سخنانی پرازمعنویات وگاهی هم شوخی هایی که عاشقش می شدی. خیلی صحبت کردم .بازم میخوام ازتون که بانظرات سازندتون منو کمک کنید .ممنون &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 235px; HEIGHT: 288px&quot; height=288 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i11.tinypic.com/625os4y.jpg&quot; width=455 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 19:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;سلام به شما عزیزان ودوستان خوبم .۴روز پیش من یکی از دوستان خوبم رو در یک حادثه رانندگی ازدست دادم .او در ان حادثه ضربه مغزی شد وپرواز کرد. خیلی دوستش میداشم .خیلی باهم شوخی میکردیم ولی خوب انگار تقدیر این بود که اواز بین ما برود .میخواهم فقط این را بگویم که بقول شاعر میرن آدما ازاونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه . واقعا هم همین طوره .وقتی گذشته را ورق میزنم خاطره هاست که به جا می ماند. خاطرهای تلخ وشیرین .....فکر نمیکنم کسی از ماهم از ناصر بدونه خاطره باشیم.خاطره های شیرین وبیادماندنی .ناصر نیست ولی خاطره هاهست ووقتی یادخاطره می افتی یک خدابیامرزی میگویی وافسوس میخوری.توروخدا بیام باهم باشیم .باعشق زندگی کنیم .وکدوروت ها را کنار بزاریم .تا اگر یک روز ما هم رفتیم از ماخاطره خوش بجا ماند .انشالله&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 16:48:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روح ناصر رو هم تحریم کردند</title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;بسم الله الرحمن الرحیم   .سلام به همه شما دوستان خوبم .بازم فرارسیدن سال ۸۷ رو به همتون تبریک می گم. انشالله که سال خوب وخوشی داشته باشید .امروز ازدردودلی میخوام بگم که میدونم خیلی هاتون ازاون  زجر می کشید .هممون میدونیم ناصر تا بود ازطرف بیشتر ارگان ها تحریم شده بود. از شرکت های موسیقی گرفته تا صدا وسیما .حالا دیگه چی میشد که ناصر رو میآوردند.وقتی هم که می آوردند درخواست مردم برای حضور مجدد او بیشتر بیشتر میشد. حالا ناصر عبداللهی دیگه نیست .یعنی جسمش نیست وروحش است .وداره با ما زندگی میکنه .ولی نمیدونم چرا روح ناصر رو هم تحریم میکنند .آقایون نترسید اگه اسمه ناصر عبداللهی رو ببیرید حقوقتون رو کم نمیکنند ویا بیرونتون نمیکنند.ازابتدای عید تا ۲روز پیش سیمای هرمزگان برنامه زنده ای داشتند که مستشقیم از شبکه سه سیما پخش میشد. ولی حتی یک بار هم نامی از ناصر نبردند .یاشاید من نشنیدم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt; .اونها فقط  قسمتی از ترانه های او را می گذاشتند وبه همین بسنده میکردند .ناسلامتی ناصر عبداللهی همشهریتونه .نترسید که دیگه ناصر عبداللهی نیست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Mar 2008 08:12:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>سلام .سلام به شما خوبان وسلام به بهار .پیشاپیش عید نوروز رو به همتون تبریک می گم. الان که دارم این پست رو منویسم یاده سال گذشته می افتم که ناصر تازه از میانمون پرکشیده بود و ما... .می خوام یه حرفی بزنم شاید حرفم بچگونه باشه ولی خوب خیلی دوست دارم بگم . اون سالی که من ناصر رو دیدم شاید یکی از بهترین سال های زندگیم باشه .وسالی که ناصر پرکشید بدترین سال&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;انشالله که سال خوبی برای هممون باشه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند وقته پیش یکی به من گفت مگه ناصر عبداللهی کیه .مگه خدایی نکرده امام زمانه که انقدر دوسش داری . من فقط بهش گفتم اگه بدونی عاشق چی میکشه اونموقع می فهمی که توی دل من هم چی میگزره. الان که دارم این پست رو می نویسم ترانه احسان خواجه امیری رو گوش می کنم که میگه &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff6633 size=4&gt;تورو می سپارم به مینای مهتاب     تورو می سپارم به دامان دریا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff6633 size=4&gt;اگر شب نشینم  اگر شب شکسته    تو رو می سپارم با رویای فردا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نمی دونم ولی وقتی این ترانه رو گوش میکنم .یاد ناصر میافتم .یاد اون کسایی که رفتن ودلو به دریا زدن .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خدا حافظ ای نوبهار همیشه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ff00 size=6&gt;بازم سال نوتون مبارک .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 19:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانه بودن ،در دل خاک تیره زیست ،صبوری کردن ،ریشه دواندن وبالاخره &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;سر به آسمان سائیدن.به دانه هایی نگاه کن که به درخت می شوند .به درخت هایی که برخی سایبان مسافران راه می شوند وبرخی هم میوه خوشمزه می دهند .آنها درختان چشم نوازی هستند که برگهایشان را به دست باد می سپارند تا گوش جان ما با شنیدن اهنگ خوش برگ وباد لحظاتی بیاساید .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;درخت ها گاهی کنار هم جنگل می شوند تا تو بفهمی با غچه یعنی چه ؟!درخت های انبوه حافظ حیوانات وحشی می شوند تا آن ها هم جایی برای زندگی کردن داشته باشند .آن ها کلبه جنگل بان هم می شوند !تک در ختی هم هست که بالای کوه از دل سنگ بیرون می آید تا آن نقاش ذوقی برای کشیدن بیابد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;درخت ها به خود می بالند و هر یک برای کاری سبز شده اند .درخت ها گاهی برای هیزم شدن وسوختن آمده اند تا در کنار تن افروخته اشان مردی از سوز دل ترانه ای برای خدا بخواند‍:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;((ای عشق تو ایمانم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                &lt;/SPAN&gt;از عشق تو بی جانم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;ای مرحم دردانم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                    &lt;/SPAN&gt;جانانه تو نازتکه...))&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 396px; HEIGHT: 242px&quot; height=768 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i13.tinypic.com/68jetna.jpg&quot; width=664 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Mar 2008 11:14:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;سلام به همه دوستان خوبم . انشالله که خوب باشین . وفات پیامبر اعظم (ص) وشهادت امام حسن مجتبی(ع)و شهادت امام رضا (ع) رو به  حضرت ولی عصر (ع)وبه همه شما عزیزان تسلیت میگم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;یادتون که نرفته رو ۲۸ صفر رو ... روز ختم قران کریم ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;من از همین جا از خواهر خوبم گل مینا تشکر می کنم که در این امر خیلی منو کمک کرد وهمه شما دوستان خوبم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=6&gt;ناصریا همیشه زنده است تا ابد وتا همیشه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Mar 2008 17:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نمی دونم از چی شروع کنم .شاید خیلی از پست ها مثل هم بود .می خوام توی این پست به چیزی بنویسم که کمی گریه کنم .یه چیزی بنویسم که فریاد بزنم. کی باور میکرد ناصر عبداللهی به این&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شکل از دنیا بره وحالا 1 سال و چند ماه زیر خرورارها خاک ارمیده باشه .ما از ناصر چیزه دیگه دیده بودیم .شور ونشاط ومعنویت وشوخی های زیبایش که هر کس را شیفته خود میکرد .شاید خیلی ها فکر کنند که ناصر برای جلب توجه این کار ها را می کرد ولی باید به اون ها بگم که غلط فکر می کنند و این این خصوصیات&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;قشنگ ناصر از وجود ش سرچشمه داشت . اگه دروغ نباشه من هرروز بخدا هروز با ناصر حرف می زنم ویه صدای میشنوم که انگار صدای ناصره .من از همون روزی که ناصر از بین ما رفت باور کردم که روح ناصر مین نزدیگی هاست .وبه این امر یقین دارم .از همون روز من خواب ناصر رو می دیدم .خواب هایی که برای نزدیکان خودم هم ندیده بودم .ناصردرمکه با لباس احرام روی تپه و خیلی از خوابهای دیگه که روی وجوم خیلی تاثیر داشت .نمی دونم ولی انگار ناصر کنار توهم هست .اره تویی که داری این مطلب رو می خونی واز ته دل اه می کشی که چرا ناصر رفته ؟ من از چند نفر از روحانیون پرسیدم که من خیلی به یاد شخصی هستم که از این دنیا رفته .خیلی براش ناراحتم ودلتنگی می کنم چی کار کنم .آنها در جواب پاسخ دادند :((هرگاه بیادش افتادی انالله وانا الیه راجعون را بگوو برایش قران بخوان .))&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بهت نگفتم تاحالا این که چقدر دوست دارم .اما حالا بهت می گم بی تو دارم کمیارم .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Feb 2008 09:27:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://ahmadsani.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>دوستان گرامی &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جزء های قرآن تقسیم شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفا خیلی دقت کنید که حتما روز ۲۸ صفر ختم قرآن انجام بشه.&lt;BR&gt;اینجا یک بار دیگر جزها و اسامی و اعلام می کنم که چون کمی تغییرات در آن صورت گرفته کاملا دقت بفرمایید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱: سپیده&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲: سمیرا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳: علیرضا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴: مژگان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۵: ندا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۶: الهه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۷: مهسا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۸: الهه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۹: نیلوفر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۰: مهدی کاشی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۱: ملیحه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۲: سید یونس صالحی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۳: لیلا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۴: دکتر سیدی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۵: گندم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۶: لیدا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۷: لیدا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۸: یلدا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۹: خاطره&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۰: الهام&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۱: محسن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۲: حسین&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۳: محسن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۴: هومن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۵: کریمی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۶: ن.ه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۷: ن.ه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۸: ویدا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۹: مینو&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳۰: گل مینا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دوستان عزیزی که دو جز گرفتند اگر نتوانستند یا به دلایلی نخواستند دو جز را بخوانند به من اطلاع دهند تا جزءشان را به دوستان دیگری بدهم که دوست دارند در این حرکت مثبت شرکت کنند.&lt;BR&gt;یا حق</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 10:28:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ahmadsani&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>ahmadsani</dc:creator>
<guid>http://ahmadsani.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
